پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸ - ای سنائی بیا

ای سنائی بیا و قد خم کن

باد بوق مرا به . . . ن کم کن

بسر بوق من فرودم تیز

بدهان دهل دمادم کن

خود بی تیز را دمادم دم

خود بی دبدبه دمادم کن

گرد . . . ی ز جزاجت خسته

تازه و گرم گرم مرهم کن

آدم خس کشی بود پدرت

روز و شب کار و شغل آدم کن

تا شبانگاه خس بگلخن کش

تا سپیده دم آتش دم کن

شعرهائی که گفته ای بسپاس

هرکرا مدح گفته ای، ذم کن

هرکرا هجو گفته ای بستا

وان پراگنده ها فراهم کن

هر گه آنجمله جمع شد بفرست

دل ز کار نقیصه بیغم کن

مدح گفتن مسلم است بتو

هجو گفتن بمن مسلم کن

گر مسلم کنی وگر نکنی

گفتنی گفته شد، لم ولم کن

هم بر آن وزن گفت سلمانی

ای سنائی بیا و قد خم کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰ - ای سنائی دم در این عالم قلندروار زنای پسر ریش آوریدی گل کش و دیوار زن
  2. شمارهٔ ۳۱ - مرا عشقت بنامیزد بدان سان پرورید ای جانچو زآب روی تو ریش چو آتش بردمید ای جان
  3. شمارهٔ ۳۲ - کودکان تنگ قبااین کودکان تنگ قبای فراخ . . . ن
  4. شمارهٔ ۳۳ای رسیده شبی بگازه من
  5. شمارهٔ ۳۴ - تا سر من همی بود بر دوش. . . ن ترک من، آن بت سیمین
  6. شمارهٔ ۳۵ - ای گشته ز تابش و صفای توسهل است سنائیا سنای تو
  7. شمارهٔ ۳۶ - روز از ما بگریختشمس برگشت ز چرخ، همچو زرین طبقو
  8. شمارهٔ ۳۷ - گره زده سر زلفین دلگشای که چهخوره شده بمیان پای من بپای که چه
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.