پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم

بس . . . ن غلامان نکو روی دریدیم

شلوار عروسان زره زلف گشادیم

بر گنبد ترکان پریچهره خزیدیم

بس گنده مغلوک کهن را یله کردیم

ور گنده پی فرمان، دشنام شنیدیم

بس کودک زرین کله سیم بناگوش

کو را بکله بر کله بوق کشیدیم

از بهر رضای دل این . . . ر نگون بخت

از گنده کسان . . . ادن . . . نی طلبیدیم

چون نیک نگه کردیم از روی حقیقت

راهی خوش و بهتر زره پشت ندیدیم

آنراه رهانید مرا از غم و غصه

تا ظن نبری کاین ره بی مرزه گزیدیم

اینست جواب غزل خواجه سنائی

ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹ - آخر چه هست این؟ای خصلت تو هشتن، آخر چه خصالست این
  2. شمارهٔ ۳۰ - ای سنائی دم در این عالم قلندروار زنای پسر ریش آوریدی گل کش و دیوار زن
  3. شمارهٔ ۳۱ - مرا عشقت بنامیزد بدان سان پرورید ای جانچو زآب روی تو ریش چو آتش بردمید ای جان
  4. شمارهٔ ۳۲ - کودکان تنگ قبااین کودکان تنگ قبای فراخ . . . ن
  5. شمارهٔ ۳۳ای رسیده شبی بگازه من
  6. شمارهٔ ۳۴ - تا سر من همی بود بر دوش. . . ن ترک من، آن بت سیمین
  7. شمارهٔ ۳۵ - ای گشته ز تابش و صفای توسهل است سنائیا سنای تو
  8. شمارهٔ ۳۶ - روز از ما بگریختشمس برگشت ز چرخ، همچو زرین طبقو
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.