پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

ده نامه

بخش ۶ - خبر آوردن خادمه

خادمه چون این سخنان را شنید

هیچ مجالی دگر آن جا ندید

نزد جوان آمد و بنشست باز

خادمه بگشاد زبان را به راز

گفت که آن دلبر رعنای تو

هیچ ندارد سر و پروای تو

رو دو سه روزی به غم دلنواز

صبر کن و با غم هجران بساز

ادامه‌ی ده نامه

  1. بخش ۸ - رفتن خادمهبار دگر خادمه باوفا
  2. بخش ۹ - آمدن خادمهچون که جوابی نشنید از سوال
  3. بخش ۱۰ - نامه سیمدید چو اندر غم دل مضطرش
  4. بخش ۱۱ - خبر بردن خادمهخادمه بار دگر از روی مهر
  5. بخش ۱۲ - خبر آوردن خادمه نزدیک عاشقخادمه آمد به بر آن جوان
  6. بخش ۱۳ - نامه چهارمکرد جوان صبر و تحمل بسی
  7. بخش ۱۴ - خبر بردن خادمهخادمه آمد به بر یار باز
  8. بخش ۱۵ - نامه پنجمباز چو مسکین بشنید این سخن
همه‌ی ده نامه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.