پرش به محتوای اصلی
وفایی شوشتری وفایی شوشتری

چند مرثیهٔ دیگر

بند نهم

ای خاک کربلا تو به از مشک و عنبری

ازهر چه گویمت تو از آن چیز برتری

ای خاک پاک این نه خطا بود خواندمت

اکسیر اعظمی تو و گوگرد احمری

ای خاک چیستی تو ندانم که عرش هم

با، نیم ذرّه ات ننماید برابری

هر سبحه یی که بسازند از تودر، بها

صد ره فزونتر آمده از مهر و مشتری

هر سجده یی که بر تو نمایند در نماز

آن سجده بگذرد ز ثریّا و از ثری

ای خاک پاک در تو شفا را نهاده حق

داری شرف توبر، دم عیسی زبرتری

زان گوهری که در تو نهان است ای زمین

خاکت شکست رونق بازار گوهری

خوابیده در تو سبز خطان جمله مشکموی

کاینسان عبیر بویی و بهتر ز عنبری

جانهای پاک در تو ز هفتاد تن فزون

در رتبه هر کدام فزون از پیمبری

افتاده در تو سروقدان لاله گون کفن

هریک به چهره ماه و به قامت صنوبری

هر چند بی سرند ولی در، دیار عشق

بر خیل سروران همه دارند سروری

خود آدم است در تو نهان کز وجود او

مسجود بر ملایک و منظور داوری

یا آنکه هست نوح ولی نوح کی چنین

در خون نمود کشتی عشقش شناوری

نی نی خلیل باشد و اکبر ذبیح او

لیلا بسی نموده در این خاک هاجری

یاموسی است و گنبد پرنور طور او

هفتاد تن سبطی اش از پی به یاوری

یا عیسی است و نیزه ی خولیست دار او

خود شد نهان ز کید یهودان سامری

یحیی بود مگر که سر از پیکرش جدا

امّا جدا نگشته ز یحیی به جز سری

یحیی جدا نگشت زهم بند بند او

رأسش نشد به نیزه ز کشور، به کشوری

یحیی عیال او به اسیری نرفته است

یحیی از او نرفته نه اکبر نه اصغری

این خود محمّد است یقین در توای زمین

کاینسان شده است زابر تو هر پیمبری

گر حیدر است در تو نهان از برای کیست

وز بهر چیست ناله و فریاد حیدری

پس شد یقین که فاطمه را نور عین بود

دیگر ترا بس است «وفایی» حسین بود

ادامه‌ی چند مرثیهٔ دیگر

  1. بند یازدهمای خاک کربلا تو بهشت برین شدی
  2. بند دوازدهمای شهیدی که نشاید غمت ازیاد رود
  3. بند سیزدهمدگر چو نوبت آن کودک صغیر آمد
  4. بند چهاردهمشمر لعین چو خنجر کین از کمر کشید
  5. بند پانزدهممی بود واجب ار، که کسی را چنین کشند
  6. بند شانزدهمای خون پاک از همه چیزی تو برتری
  7. بند هفدهمآه از دمی که رو به ره آورد کاروان
  8. بند هجدهمآن کشته یی که نیست جزایی برای او
همه‌ی چند مرثیهٔ دیگر ←

وفایی شوشتری درباره‌ی وفایی شوشتری

ملا فتح‌الله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه می‌زیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.