پرش به محتوای اصلی
وفایی شوشتری وفایی شوشتری

چند مرثیهٔ دیگر

بند چهاردهم

شمر لعین چو خنجر کین از کمر کشید

جبریل مضطرب زجگر نعره بر کشید

آن بی حیا ز روی پیمبر نکرد شرم

خنجر زکین به حنجر آن محتضر کشید

خورشید منکسف شد و آفاق پر زشور

چون آفتابش از افق نیزه سر کشید

جسمش به روی خاک و سرش بر سر سنان

زینب چو دید ناله ی زار از جگر کشید

آنگه ز خوف خصم چو مرغ شکسته بال

طفلان بی پدر همه در زیر پر کشید

هر بار محنتی که تصوّر کند خیال

زینب هزار بار از آن بیشتر کشید

از کربلای غم چو سفر کرد سوی شام

داند خدای او که چه در این سفر کشید

شمرش میان کوچه و بازار شهر شام

چون آفتاب بر سر هر رهگذر کشید

آه از دمی که آل نبی را به ریسمان

آن بدگهر تمام چو عقد گهر کشید

در مجلس یزید کشید آن ستم کشان

حوران باغ خلد به سوی سقر کشید

بنگر که کار پردگیان حریم قُدس

از جور روزگار به نظّاره گر کشید

ای روزگار از تو به غیر از جفا نشد

کامی روا نکردی و کامت روا نشد

ادامه‌ی چند مرثیهٔ دیگر

  1. بند شانزدهمای خون پاک از همه چیزی تو برتری
  2. بند هفدهمآه از دمی که رو به ره آورد کاروان
  3. بند هجدهمآن کشته یی که نیست جزایی برای او
  4. بند نوزدهمدر ماتم شهی که سرش از جفا برند
  5. بند بیستمدست قضا چو خون حسین ریخت بر زمین
  6. بند بیست و یکمهر دُرّ اشک کز غم آن تاجدار نیست
  7. بند بیست و دومهفتاد تن ز عشق چو از پا در اوفتاد
  8. بند بیست و سوماز روزگار داد و فغان ز احتساب او
همه‌ی چند مرثیهٔ دیگر ←

وفایی شوشتری درباره‌ی وفایی شوشتری

ملا فتح‌الله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه می‌زیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.