پرش به محتوای اصلی
وفایی شوشتری وفایی شوشتری

چند مرثیهٔ دیگر

بند نوزدهم

در ماتم شهی که سرش از جفا برند

رخت عزا رواست ز سر تا به پا برند

هرگز شنیده اید که بی جرم و بی گناه

همچون حسین کسی که سرش از قفا برند

هرگز شنیده اید که اعضای کشته را

از هم جدا نموده و هریک جدا برند

هرگز شنیده اید که در شادی کسی

از بهر نوعروس لباس عزا برند

یا خود به جای رخت عروسی شنیده اید

اوّل کفن به قامت نوکدخدا برند

سقّا شنیده اید که لب تشنه جان دهد

یا بهر آب بازوی او از جفا برند

جمعی نبی پرست و خدا گو شنیده اید

بیگانه وار سر ز تن آشنا برند

باشد روا «وفایی» اگر خیل حور عین

گیسوی خویش یکسر از این ماجرا برند

ادامه‌ی چند مرثیهٔ دیگر

  1. بند بیست و یکمهر دُرّ اشک کز غم آن تاجدار نیست
  2. بند بیست و دومهفتاد تن ز عشق چو از پا در اوفتاد
  3. بند بیست و سوماز روزگار داد و فغان ز احتساب او
  4. مرثیهچرا فتاده ای، ای نخل نورسیده ی من
  5. مرثیهتیر از کمان گذشت و شه دین ز اصغرش
  6. مرثیهبدادم زر، گرفتم در عوض جان
  7. تضمین غزل سعدیشه دین گفت به تن زخم مرا، مرهم ازوست
  8. تضمین ابیاتی از غزل صائبگر از این واقعه اشکت ز بصر می گذرد
همه‌ی چند مرثیهٔ دیگر ←

وفایی شوشتری درباره‌ی وفایی شوشتری

ملا فتح‌الله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه می‌زیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.