پرش به محتوای اصلی
وفایی شوشتری وفایی شوشتری

چند مرثیهٔ دیگر

بند بیست و سوم

از روزگار داد و فغان ز احتساب او

فریاد از تطاول و از انقلاب او

در کام اشقیا نچکاند جز انگبین

در جام اتقیا همه زهر مذاب او

ای روزگار باتو چه کرده است بوتراب

کافکنده ای به خون همه شیران غاب او

عبّاس و قاسم و علی اکبر حبیب و عون

غلطان به خاک و خون همه از شیخ و شاب او

عبّاس تشنه کام برون آری از فرات

سوی حرم کنی همه سعی و شتاب او

تا سوی تشنگان برد آبیّ و از قضا

تیر قدر به خاک فرو ریزد آب او

دادی به باد گلشن زهرا و تا به حشر

کردی روان ز چشم عزیزان گلاب او

زان صبح شوم آه که در مجلس یزید

بر خاص و عام تافت به شام آفتاب او

بزم یزید و جام شراب و سر حسین

باید ز پاره ی دل زینب کباب او

صغری در اضطراب کنیزیّ و مرتضی

در اضطراب شد به نجف ز اضطراب او

پرسد نبی ز امّت اگر شرح ماجرا

یارب چه می دهند به فردا جواب او

حاشا کسی که بسته به این خاندان بود

ایزد به روز حشر نماید عذاب او

ای آل بوتراب «وفایی» ز شعر خویش

باشد به خاندان شما انتساب او

ادامه‌ی چند مرثیهٔ دیگر

  1. مرثیهتیر از کمان گذشت و شه دین ز اصغرش
  2. مرثیهبدادم زر، گرفتم در عوض جان
  3. تضمین غزل سعدیشه دین گفت به تن زخم مرا، مرهم ازوست
  4. تضمین ابیاتی از غزل صائبگر از این واقعه اشکت ز بصر می گذرد
همه‌ی چند مرثیهٔ دیگر ←

وفایی شوشتری درباره‌ی وفایی شوشتری

ملا فتح‌الله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه می‌زیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.