پرش به محتوای اصلی
وفایی شوشتری وفایی شوشتری

چند مرثیهٔ دیگر

مرثیه

چرا فتاده ای، ای نخل نورسیده ی من

سرور سینه ی لیلا و نور دیده ی من

مگر چه شد که چنین اُفتاده ای خاموش

چه واقع است عزیزم که رفته ای از هوش

بپای خیز و بیارای قدّ دلجو را

نمابه دشمن بدخوی زور بازو را

خدا نکرده مگر، زخم کاریی داری

که این زمان پدرت را، نمی کنی یاری

گمان من که ترا تیغ منقذ کافر

ز پا فکنده که نتوان بپای خاست دگر

بپای خیز تو ای نخل نورس چمنم

بیا به خیمه که زخم سرتو بخیه زنم

هزار حیف که لب تشنه و جوان مردی

توان و تاب از این پیر ناتوان بردی

پس از تو خاک دو عالم به فرق عالم باد

دل زمانه و اهل زمانه شاد مباد

ادامه‌ی چند مرثیهٔ دیگر

  1. مرثیهبدادم زر، گرفتم در عوض جان
  2. تضمین غزل سعدیشه دین گفت به تن زخم مرا، مرهم ازوست
  3. تضمین ابیاتی از غزل صائبگر از این واقعه اشکت ز بصر می گذرد
همه‌ی چند مرثیهٔ دیگر ←

وفایی شوشتری درباره‌ی وفایی شوشتری

ملا فتح‌الله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه می‌زیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.