پرش به محتوای اصلی
وفایی شوشتری وفایی شوشتری

چند مرثیهٔ دیگر

بند هجدهم

آن کشته یی که نیست جزایی برای او

غیر از خدای او که بود خونبهای او

آن کشته یی که حیدر و زهرا و مصطفی

دارند صبح و شام به جنّت عزای او

آن کشته یی که شمّه یی از شرح ماتمش

خواند از برای موسی عمران خدای او

آن کشته یی که ساخت خداوند کردگار

سرتا بسر جهان همه ماتمسرای او

آن کشته ی جفا که جز او هیچ کشته یی

هرگز نشد جدا سر او از قفای او

ز احرام حج چو گشت به کرب و بلا مُحلّ

زیبد به کعبه فخر کند کربلای او

از سرچه شد عمامه و از دوش او ردا

گردید کبریای خدایی ردای او

کاش آن زمان که در ره جانان شد او فدا

جان جهانیان همه می شد فدای او

دل تا زجان بُرید و به جانان خویش بست

دلهای دوستان همه شد آشنای او

بهر لقا چو خویش فنا کرد در بقا

شد تا ابد لقای خدایی لقای او

معراج اولش سرِ دوش پیمبر است

معراج آخرش ز هر اندیشه برتر است

ادامه‌ی چند مرثیهٔ دیگر

  1. بند بیستمدست قضا چو خون حسین ریخت بر زمین
  2. بند بیست و یکمهر دُرّ اشک کز غم آن تاجدار نیست
  3. بند بیست و دومهفتاد تن ز عشق چو از پا در اوفتاد
  4. بند بیست و سوماز روزگار داد و فغان ز احتساب او
  5. مرثیهچرا فتاده ای، ای نخل نورسیده ی من
  6. مرثیهتیر از کمان گذشت و شه دین ز اصغرش
  7. مرثیهبدادم زر، گرفتم در عوض جان
  8. تضمین غزل سعدیشه دین گفت به تن زخم مرا، مرهم ازوست
همه‌ی چند مرثیهٔ دیگر ←

وفایی شوشتری درباره‌ی وفایی شوشتری

ملا فتح‌الله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه می‌زیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.