پرش به محتوای اصلی
وفایی شوشتری وفایی شوشتری

چند مرثیهٔ دیگر

بند هفدهم

آه از دمی که رو به ره آورد کاروان

بر هفتم آسمان شد از آن کاروان فغان

یک کاروان تمام زن و طفل خورد سال

از جور چرخ بی کس و در، بند ناکسان

یک تن نبود محرمشان غیر عابدین

آن هم علیل و زار و گرفتار و ناتوان

مردان کاروان همه بی سر به روی خاک

سرها، به نیزه با سرِ سالار کاروان

آشوبِ حشر شور قیامت شد آشکار

چون سوی قتلگاه شد آن کاروان روان

دیدند سروران همه تن داده بر قضا

دل بر قدر نهاده و سر داده بر سنان

تن های مهوشان همه افتاده بر زمین

هر یک چو آفتابی و برتر ز آسمان

بی تاب بر زمین همه افکنده خویش را

از ناقه ها چو برگ خزان موسم خزان

زن های بی برادر و اطفال بی پدر

هریک کشیده در بر خود پیکری چو جان

آن بلبلان زار، به گلزار قتلگاه

چون جسم گلرخان همه از دیده خون فشان

هر بلبلی ز داغ گلی با هزار، شور

افکنده غلغلی که گلم رفته از میان

بر باد رفت گلشن زهرا، به نینوا

افتاده بلبلان خوش الحانش از نوا

ادامه‌ی چند مرثیهٔ دیگر

  1. بند نوزدهمدر ماتم شهی که سرش از جفا برند
  2. بند بیستمدست قضا چو خون حسین ریخت بر زمین
  3. بند بیست و یکمهر دُرّ اشک کز غم آن تاجدار نیست
  4. بند بیست و دومهفتاد تن ز عشق چو از پا در اوفتاد
  5. بند بیست و سوماز روزگار داد و فغان ز احتساب او
  6. مرثیهچرا فتاده ای، ای نخل نورسیده ی من
  7. مرثیهتیر از کمان گذشت و شه دین ز اصغرش
  8. مرثیهبدادم زر، گرفتم در عوض جان
همه‌ی چند مرثیهٔ دیگر ←

وفایی شوشتری درباره‌ی وفایی شوشتری

ملا فتح‌الله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه می‌زیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.