پرش به محتوای اصلی
وفایی شوشتری وفایی شوشتری

چند مرثیهٔ دیگر

بند بیست و یکم

هر دُرّ اشک کز غم آن تاجدار نیست

در پیش اهل نظر آبدار نیست

آغشته گر، به خون جگر نیست دُرّ اشک

هرچند پربهاست ولی شاهوار نیست

پیوسته داغدار و جگرخون چو لاله باد

آن دل کز آتش غم او داغدار نیست

چشمی که گریه اش نبود در غم حسین

خندان هزار حیف به روز شمار نیست

هرگز مباد خرّم و خندان کسی که او

غمگین و زار درغم آن شهریار نیست

او سر دهد به تیغ جفا از برای ما

ما را سری به زانوی غم استوار نیست

او جان نثار دوست نماید، به راه ما

ما را، دودانه اشک به راهش نثار نیست

از ماه تا به ماهی و از عرش تا به فرش

کو دیده یی که از غم او اشکبار نیست

زین ماتم است مردم چشم سیاه پوش

او را به عیش اهل جهان هیچ کار نیست

پیوسته اشک سرخ من اندر کنار باد

چون دُرّ نظم دلکش من آبدار باد

ادامه‌ی چند مرثیهٔ دیگر

  1. بند بیست و سوماز روزگار داد و فغان ز احتساب او
  2. مرثیهچرا فتاده ای، ای نخل نورسیده ی من
  3. مرثیهتیر از کمان گذشت و شه دین ز اصغرش
  4. مرثیهبدادم زر، گرفتم در عوض جان
  5. تضمین غزل سعدیشه دین گفت به تن زخم مرا، مرهم ازوست
  6. تضمین ابیاتی از غزل صائبگر از این واقعه اشکت ز بصر می گذرد
همه‌ی چند مرثیهٔ دیگر ←

وفایی شوشتری درباره‌ی وفایی شوشتری

ملا فتح‌الله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه می‌زیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.