پرش به محتوای اصلی
وفایی شوشتری وفایی شوشتری

چند مرثیهٔ دیگر

بند بیستم

دست قضا چو خون حسین ریخت بر زمین

آندم قدر، ز روی نبی گشت شرمگین

ذرّات کاینات قرین فنا شدند

چون شد قِران مهر و مهش با سنان کین

نزدیک شد به هم خورد اوضاع روزگار

گردد عیان بر اهل جهان روز واپسین

آسیمه سر شدند در افلاک ماه و مهر

چون گشت سرنگون به زمین آفتاب دین

یکسر فنای کون و مکان می شد آن زمان

باقی نماندی ار، به زمین زین العابدین

می شد گُسسته رشته ی عالم ز یکدیگر

زو گر نبود رشته ی حبل المتین متین

در حیرتم که میر قضا چون دهد رضا

بر خسروی چنان برود ظلمی این چنین

کاهریمنان کوفه و کافر دلان شام

دست خدا، بُرند زکین از پی نگین

زین ماجرا، زجان پیمبر شکیب شد

در خون خضاب پنجهٔ کفّ الخضیب شد

ادامه‌ی چند مرثیهٔ دیگر

  1. بند بیست و دومهفتاد تن ز عشق چو از پا در اوفتاد
  2. بند بیست و سوماز روزگار داد و فغان ز احتساب او
  3. مرثیهچرا فتاده ای، ای نخل نورسیده ی من
  4. مرثیهتیر از کمان گذشت و شه دین ز اصغرش
  5. مرثیهبدادم زر، گرفتم در عوض جان
  6. تضمین غزل سعدیشه دین گفت به تن زخم مرا، مرهم ازوست
  7. تضمین ابیاتی از غزل صائبگر از این واقعه اشکت ز بصر می گذرد
همه‌ی چند مرثیهٔ دیگر ←

وفایی شوشتری درباره‌ی وفایی شوشتری

ملا فتح‌الله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه می‌زیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.