پرش به محتوای اصلی
وفایی شوشتری وفایی شوشتری

چند مرثیهٔ دیگر

بند یازدهم

ای خاک کربلا تو بهشت برین شدی

زآنرو که جای خسرو دنیا و دین شدی

نازی اگر به کعبه و بالی اگر، به عرش

زیبد چو جای آن بدن نازنین شدی

هستی زمین و قدر تو از آسمان گذشت

یا حبّذا، زمین که به از، هر زمین شدی

خوابیده بسکه سبز خطان در تو گلعذار

یک باغ پر ز نسترن و یاسمین شدی

از نافه های خون ز غزالان هاشمی

بالله خطاست گویمت ار، مشک چین شدی

جان جهان چو در تو نهان شد به روزگار

زان جان پاک منظرِ جان آفرین شدی

بگزیده جای در تو چو آن شاهباز عرش

تا روز حشر مهبط روح الامین شدی

پنهان چو شد پناه خلایق به کوی تو

زان شد که کعبه ی دل اهل یقین شدی

خورشید اگر کند ز تو پیوسته کسب نور

زانرو بود، که مطلع انوار دین شدی

بوی بهشت از تو رسد بر مشام جان

ای خاک تا به نکهت سیبش قرین شدی

از عرش چون فتاده به فرش تو گوشوار

زیبد اگر، به چرخ زنی چترِ افتخار

ادامه‌ی چند مرثیهٔ دیگر

  1. بند سیزدهمدگر چو نوبت آن کودک صغیر آمد
  2. بند چهاردهمشمر لعین چو خنجر کین از کمر کشید
  3. بند پانزدهممی بود واجب ار، که کسی را چنین کشند
  4. بند شانزدهمای خون پاک از همه چیزی تو برتری
  5. بند هفدهمآه از دمی که رو به ره آورد کاروان
  6. بند هجدهمآن کشته یی که نیست جزایی برای او
  7. بند نوزدهمدر ماتم شهی که سرش از جفا برند
  8. بند بیستمدست قضا چو خون حسین ریخت بر زمین
همه‌ی چند مرثیهٔ دیگر ←

وفایی شوشتری درباره‌ی وفایی شوشتری

ملا فتح‌الله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه می‌زیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.