پرش به محتوای اصلی
وفایی شوشتری وفایی شوشتری

چند مرثیهٔ دیگر

بند دهم

ای کرب و بلا منزل جانان من استی

یعنی تو مقام شه گل پیرهن استی

خود گلشن طاهایی و باغ گل زهرا

کاینسان چمن اندر چمن از یاسمن استی

زان پیکر زیبا که به خاک تو دفین است

تا چشم کند کار پر از نسترن استی

این نکهت سیب از تو از آن سیب بهشتی است

یا بسکه نهان در تو ز سیب ذقن استی

صد طعنه زند خاک تو بر حقّه ی یاقوت

پر خون بسی اندر تو ز دُرج دهن استی

گلزار و چمن را نشنیدیم غم اندوز

چون است که خون گلشن و بیت الحزن استی

ای کرب و بلا این چه جلال است که نامت

با نام حسین در همه جا مقترن استی

بس طُرّه ی مشکین به تو از اکبر و اصغر

بس جُعد معنبر به تو از مرد و زن استی

بس زلف خم اندر خم و دلهای شکسته

کاندر تو نهان است شکن در شکن استی

از نافه ی پرخون غزالان حجازی

خود غیرت تاتار و خطا و ختن استی

خون جگر و پاره ی دل بس به تو آغشت

خاک و گِل تو رشک عقیق یمن استی

هفتاد و دو تن در تو همه سیم تنانند

بر هر یک از ایشان نگرم بی کفن استی

بهر جگر تشنه لبان تا به قیامت

هر صبح نسیم سحری بادزن استی

شور دگرت باز به سر هست «وفایی»

این باده که خوردی مگر از قعر دن استی

گر شور حسین بر سر تو نیست پس از چیست

این شهد که امروز ترا در سخن استی

ادامه‌ی چند مرثیهٔ دیگر

  1. بند دوازدهمای شهیدی که نشاید غمت ازیاد رود
  2. بند سیزدهمدگر چو نوبت آن کودک صغیر آمد
  3. بند چهاردهمشمر لعین چو خنجر کین از کمر کشید
  4. بند پانزدهممی بود واجب ار، که کسی را چنین کشند
  5. بند شانزدهمای خون پاک از همه چیزی تو برتری
  6. بند هفدهمآه از دمی که رو به ره آورد کاروان
  7. بند هجدهمآن کشته یی که نیست جزایی برای او
  8. بند نوزدهمدر ماتم شهی که سرش از جفا برند
همه‌ی چند مرثیهٔ دیگر ←

وفایی شوشتری درباره‌ی وفایی شوشتری

ملا فتح‌الله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه می‌زیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.