پرش به محتوای اصلی
وفایی شوشتری وفایی شوشتری

چند مرثیهٔ دیگر

بند دوازدهم

ای شهیدی که نشاید غمت ازیاد رود

گرچه این خاک وجودم همه بر باد رود

ماجرای غمت ار بگذرد اندر آفاق

تا به افلاک همی ناله و فریاد رود

محض رفتن به جنان مایه ی شادی نبود

گر کسی سوی جنان با تو رود شاد رود

زان کنم این همه فریاد گه هرگز به جهان

نشنیدم به کسی این همه بیداد رود

دل زغم سوزد و شاد است از این سوز، آری

عشقت آنجا که رود تفرقه ز اضداد رود

در بهشتم غم بی آبی ات از دل نرود

گر رود خود نه گمانم که زبنیاد رود

آب از حنجر خشک تو چه فولاد چشید

تا به حشر آب غم از چشمه ی فولاد رود

خسروا، شمّه یی از عشق تو گر گویم فاش

شور شیرین زجهان از سر فرهاد رود

نشود تسلیه ی ماتمت الا، به حضور

این غم از جلوه ی رویت مگر از یاد رود

روز آخر همه را دیده به دست تو بود

گرچه با مغفرت و با کف پرزاد رود

ادامه‌ی چند مرثیهٔ دیگر

  1. بند چهاردهمشمر لعین چو خنجر کین از کمر کشید
  2. بند پانزدهممی بود واجب ار، که کسی را چنین کشند
  3. بند شانزدهمای خون پاک از همه چیزی تو برتری
  4. بند هفدهمآه از دمی که رو به ره آورد کاروان
  5. بند هجدهمآن کشته یی که نیست جزایی برای او
  6. بند نوزدهمدر ماتم شهی که سرش از جفا برند
  7. بند بیستمدست قضا چو خون حسین ریخت بر زمین
  8. بند بیست و یکمهر دُرّ اشک کز غم آن تاجدار نیست
همه‌ی چند مرثیهٔ دیگر ←

وفایی شوشتری درباره‌ی وفایی شوشتری

ملا فتح‌الله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه می‌زیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.