پرش به محتوای اصلی
وفایی شوشتری وفایی شوشتری

چند مرثیهٔ دیگر

بند هشتم

چون شهسوار عشق به دست بلا رسید

بر، وی ز دوست تهنیت و مرحبا رسید

کرد از نشاط هروله با یک جهان صفا

از مروه ی وفا چو به کوی صفا رسید

تذکار عهد پیش و بلای الست شد

آمد بشارتش که زمان وفا رسید

چون در ازل به جان تو خریدار ما شدی

اکنون بیا که وقت ادای بها رسید

ما خود، به عهد ثابت و بر، وعده صادقیم

با جان شتاب کن که زمان لقا رسید

سبقت گرفته عشق تو چون بر، بدای ما

جان ده به کام دل که نخواهد بدا رسید

ما خود ترا فدایی و ما خود ترا، جزا

سبحان من جزا که ز وی این جزا رسید

بشکفت غنچه ی دلش از شوق همچو گل

از گلشن وفا چو به وی این ندا رسید

قربانیی نمود که حیرانش صد خلیل

چون آن خلیل کعبه ی دل در منی رسید

خون از زمین به جوش و به گردون شدی خروش

بر روی خاک تیره چو خون خدا رسید

روح روان او چو روان گشت از بدن

لال است زان زبان که بگوید کجا رسید

دلهای اهلبیت در آن سرزمین شکست

چون کشتی نجات به دریای خون نشست

ادامه‌ی چند مرثیهٔ دیگر

  1. بند دهمای کرب و بلا منزل جانان من استی
  2. بند یازدهمای خاک کربلا تو بهشت برین شدی
  3. بند دوازدهمای شهیدی که نشاید غمت ازیاد رود
  4. بند سیزدهمدگر چو نوبت آن کودک صغیر آمد
  5. بند چهاردهمشمر لعین چو خنجر کین از کمر کشید
  6. بند پانزدهممی بود واجب ار، که کسی را چنین کشند
  7. بند شانزدهمای خون پاک از همه چیزی تو برتری
  8. بند هفدهمآه از دمی که رو به ره آورد کاروان
همه‌ی چند مرثیهٔ دیگر ←

وفایی شوشتری درباره‌ی وفایی شوشتری

ملا فتح‌الله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه می‌زیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.