پرش به محتوای اصلی
شاطر عباس صبوحی شاطر عباس صبوحی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸ - تلخ و شیرین

گر ز درم آن مه دو هفته درآید

بخت جوان، وقت پیریم به سر آید

گر بر غلمان برند صفحهٔ رویش

حور بهشتی چو دیو در نظر آید

پای اگر می‌نهی، به دیدهٔ من نه

سرو خوش است از کنار جوی برآید

تلخ مگو، رخ ترش مکن که از آن لب

هر چه بگویی تو تلخ، چون شکر آید

در سفر عشق نیست غیر خطر هیچ

خوش بودم هرچه زین سفر به سر آید

می‌کشی‌ام گه به سوی کعبه و گه دیر

چند صبوحی پَسِ تو دربه‌در آید؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰ - نقاش تقدیرسالها قد تو را خامهٔ تقدیر کشید
  2. شمارهٔ ۴۱ - نقش توآن‌که رخسار تو با زلف گره‌گیر کشید
  3. شمارهٔ ۴۲ - آتش سینهپرده تا باد صبا از رخ جانانه کشید
  4. شمارهٔ ۴۳ - خواب آلودگانکی روا باشد که گردد عاشق غمخوار، خوار
  5. شمارهٔ ۴۴ - صید غرقه در خونشوم من گرچه صید غرقه در خون گشتهٔ ترکش
  6. شمارهٔ ۴۵ - نگران روی اوچنان سدّی ز چین بسته است آن زلفین گیسویش
  7. شمارهٔ ۴۶ - زلف و خالای خواجه چشم من همه سوی خط است و خال
  8. شمارهٔ ۴۷ - اشتیاق جمالشبی به خواب زدم بوسه بر لبش به خیال
همه‌ی غزلیات ←

شاطر عباس صبوحی درباره‌ی شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس متخلص به صبوحی، تولد او را به سال ۱۲۷۵ هجری قمری در شهر قم، اقامتگاهش را تهران، نام پدر او را کربلایی محمد علی و نام جدش را مشهدی مراد نوشته‌اند، دربارۀ سیما و قد و قامت و اخلاقش چنین گفته‌اند: قامتی متوسط به حد اعتدال داشت، چهارشانه، دارای موی مشکی، ابروان پر پشت و دیدگانی فراخ و گشاده بود. کلفتی لبان و خوش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.