پرش به محتوای اصلی
شاطر عباس صبوحی شاطر عباس صبوحی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵ - نگران روی او

چنان سدّی ز چین بسته است آن زلفین گیسویش

که یأجوج نگه را نیست ره در کشور رویش

نگردد تا سپاه خط تمامی جمع، ممکن نیست

خلاص اسکندر دل از عقابین دو ابرویش

رُخش گوئی بهشت است و دهان کوثر قدش طوبی

دو صد حور و دو صد غلمان همیشه مات در کویش

و یا رویش بهار است و جبین چون لالهٔ حمرا

قدش سرو و دو چشمش نرگس و سنبل بود مویش

اگر گویم که شیرین است یا لیلی، روا باشد

که صد فرهاد و مجنون، چشم و دل دارند بر سویش

اگر طعنه زند بر ماه و خور، نبود عحب، زانرو

که باشد هر دو تصویر دو چشم مست جادویش

صبوحی خاک بر سر کن ز چشمان آب خون جاری

که عشق آتش بود دلبر به یادت می‌جهد خویَش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷ - اشتیاق جمالشبی به خواب زدم بوسه بر لبش به خیال
  2. شمارهٔ ۴۸ - شیفتۀ شیداییز عشق روی تو، چون بلبل از گل
  3. شمارهٔ ۴۹ - توبه شکستمپیوسته من از شوق لب لعل تو مستم
  4. شمارهٔ ۵۰ - آوازۀ عاشقیتا بوسه از آن لعل دلآرام گرفتم
  5. شمارهٔ ۵۱ - حلقۀ زلفتا در آن حلقهٔ زلف تو گرفتار شدم
  6. شمارهٔ ۵۲ - دلبر فرزانهطالب طرّه خم در خم جانانه شدم
  7. شمارهٔ ۵۳ - پریدن از آشیانهترنج غبغب آن یوسف عزیز چو دیدم
  8. شمارهٔ ۵۴ - سرخوشمخوش می‌کشد به سوی تو این عشق سرکشم
همه‌ی غزلیات ←

شاطر عباس صبوحی درباره‌ی شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس متخلص به صبوحی، تولد او را به سال ۱۲۷۵ هجری قمری در شهر قم، اقامتگاهش را تهران، نام پدر او را کربلایی محمد علی و نام جدش را مشهدی مراد نوشته‌اند، دربارۀ سیما و قد و قامت و اخلاقش چنین گفته‌اند: قامتی متوسط به حد اعتدال داشت، چهارشانه، دارای موی مشکی، ابروان پر پشت و دیدگانی فراخ و گشاده بود. کلفتی لبان و خوش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.