پرش به محتوای اصلی
شاطر عباس صبوحی شاطر عباس صبوحی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶ - زلف و خال

ای خواجه چشم من همه سوی خط است و خال

تو در خیال مال و در اندیشهٔ منال

من معترف که باده حرامست می‌خورم

ای شیخ مال وقف چه سان بر تو شد حلال؟

جُستی نشان او که مبادا نشان او

هر جا بر افکند صنمی پرده از جمال

در گوش بود حرف فراقم فسانه‌ای

غافل ز بازی فلک و مکر بد سگال

هر درد را دوائی و هر خار را گلی است

ایدل خموش باش دمی آنقدر منال

شبهاست باز دیده‌ام از آرزوی تو

تا از شمایل تو حکایت کند مثال

گفتی که دام و دانه دل از کجا ببین

بر روی دوست زلف و برخسار یار خال

ای باد حال زار صبوحی بگو به یار

امّا نه آنقدر که از او گیردش ملال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸ - شیفتۀ شیداییز عشق روی تو، چون بلبل از گل
  2. شمارهٔ ۴۹ - توبه شکستمپیوسته من از شوق لب لعل تو مستم
  3. شمارهٔ ۵۰ - آوازۀ عاشقیتا بوسه از آن لعل دلآرام گرفتم
  4. شمارهٔ ۵۱ - حلقۀ زلفتا در آن حلقهٔ زلف تو گرفتار شدم
  5. شمارهٔ ۵۲ - دلبر فرزانهطالب طرّه خم در خم جانانه شدم
  6. شمارهٔ ۵۳ - پریدن از آشیانهترنج غبغب آن یوسف عزیز چو دیدم
  7. شمارهٔ ۵۴ - سرخوشمخوش می‌کشد به سوی تو این عشق سرکشم
  8. شمارهٔ ۵۵ - شاطر عشقمن اگر رندم و قلّاشم، اگر درویشم
همه‌ی غزلیات ←

شاطر عباس صبوحی درباره‌ی شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس متخلص به صبوحی، تولد او را به سال ۱۲۷۵ هجری قمری در شهر قم، اقامتگاهش را تهران، نام پدر او را کربلایی محمد علی و نام جدش را مشهدی مراد نوشته‌اند، دربارۀ سیما و قد و قامت و اخلاقش چنین گفته‌اند: قامتی متوسط به حد اعتدال داشت، چهارشانه، دارای موی مشکی، ابروان پر پشت و دیدگانی فراخ و گشاده بود. کلفتی لبان و خوش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.