پرش به محتوای اصلی
شاطر عباس صبوحی شاطر عباس صبوحی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷ - اشتیاق جمال

شبی به خواب زدم بوسه بر لبش به خیال

هنوز بر لب آن شوخ می‌زند تبخال

ز چاک پیرهن اندام نازکش ماند

چو عکس برگ گل اندر میان آب زلال

بنوش باده که اندر طریقت عشق است

چو شیر مادر، خون حرامزاده حلال

صبا ز روی تو گیرم نقاب بردارد

که راست تاب تماشایت ای بدیع جمال

دو ابروان کمانش بدیدم و گفتم

یقین که اوّل ماه و عیان شدست هلال

نمود تا که بمن رخ ز خویشتن رفتم

نبود صبر چنینم باشتیاق جمال

اگر ببزم صبوحی شبی رسد قدمش

نثار مقدم او جان دهیم مالامال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹ - توبه شکستمپیوسته من از شوق لب لعل تو مستم
  2. شمارهٔ ۵۰ - آوازۀ عاشقیتا بوسه از آن لعل دلآرام گرفتم
  3. شمارهٔ ۵۱ - حلقۀ زلفتا در آن حلقهٔ زلف تو گرفتار شدم
  4. شمارهٔ ۵۲ - دلبر فرزانهطالب طرّه خم در خم جانانه شدم
  5. شمارهٔ ۵۳ - پریدن از آشیانهترنج غبغب آن یوسف عزیز چو دیدم
  6. شمارهٔ ۵۴ - سرخوشمخوش می‌کشد به سوی تو این عشق سرکشم
  7. شمارهٔ ۵۵ - شاطر عشقمن اگر رندم و قلّاشم، اگر درویشم
  8. شمارهٔ ۵۶ - هلهصبر در عشق تو جانا هله تا چند کنم
همه‌ی غزلیات ←

شاطر عباس صبوحی درباره‌ی شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس متخلص به صبوحی، تولد او را به سال ۱۲۷۵ هجری قمری در شهر قم، اقامتگاهش را تهران، نام پدر او را کربلایی محمد علی و نام جدش را مشهدی مراد نوشته‌اند، دربارۀ سیما و قد و قامت و اخلاقش چنین گفته‌اند: قامتی متوسط به حد اعتدال داشت، چهارشانه، دارای موی مشکی، ابروان پر پشت و دیدگانی فراخ و گشاده بود. کلفتی لبان و خوش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.