پرش به محتوای اصلی
شاطر عباس صبوحی شاطر عباس صبوحی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴ - صید غرقه در خون

شوم من گرچه صید غرقه در خون گشتهٔ ترکش

ندانم ترک او، هر کس که بتواند کند ترکش

کشیدی ناز چشمش ای دل آخر ریخت خونت را

بگفتم بارها من با تو، ناز مست کمتر کش

به جایی پا نهاده ست او که خورشید جهان آرا

اگر خواهد تماشایش، بیفتد تاج از ترکش

مصوّر! از چه رو وامانده ای از قد و رخسارش؟

رخش از ماه نیکوتر، قدش از سرو برتر، کش

ز یک تیر نگه از پا در آرد صد چو رستم را

در آرد آن کمان ابرو، اگر یک تیر، از ترکش

نداده تا ز غم، گردون دون، بر باد خاکت را

ز آب و خاک تا دانی صبوحی آتش تر کش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶ - زلف و خالای خواجه چشم من همه سوی خط است و خال
  2. شمارهٔ ۴۷ - اشتیاق جمالشبی به خواب زدم بوسه بر لبش به خیال
  3. شمارهٔ ۴۸ - شیفتۀ شیداییز عشق روی تو، چون بلبل از گل
  4. شمارهٔ ۴۹ - توبه شکستمپیوسته من از شوق لب لعل تو مستم
  5. شمارهٔ ۵۰ - آوازۀ عاشقیتا بوسه از آن لعل دلآرام گرفتم
  6. شمارهٔ ۵۱ - حلقۀ زلفتا در آن حلقهٔ زلف تو گرفتار شدم
  7. شمارهٔ ۵۲ - دلبر فرزانهطالب طرّه خم در خم جانانه شدم
  8. شمارهٔ ۵۳ - پریدن از آشیانهترنج غبغب آن یوسف عزیز چو دیدم
همه‌ی غزلیات ←

شاطر عباس صبوحی درباره‌ی شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس متخلص به صبوحی، تولد او را به سال ۱۲۷۵ هجری قمری در شهر قم، اقامتگاهش را تهران، نام پدر او را کربلایی محمد علی و نام جدش را مشهدی مراد نوشته‌اند، دربارۀ سیما و قد و قامت و اخلاقش چنین گفته‌اند: قامتی متوسط به حد اعتدال داشت، چهارشانه، دارای موی مشکی، ابروان پر پشت و دیدگانی فراخ و گشاده بود. کلفتی لبان و خوش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.