پرش به محتوای اصلی
شاطر عباس صبوحی شاطر عباس صبوحی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵ - بازار سنبل

ترک من، چون حلقهٔ مشکین کاکل بشکند

لاله را دلخون کند، بازار سنبل بشکند

ور خرامان سرو گلنارش کند میل چمن

سرو را از پا در اندازد، دل گل بشکند

تا هلال ابروی جانان ز چشمم دور شد

اندر این ره، سیل‌ها باشد که صد پل بشکند

چون نسیم صبحگاهی پردهٔ گل بردرد

خار غم اندر دل مجروح بلبل، بشکند

ای صبوحی سرّ و حدت را، ز دست خود مده

تا خیال زهد و تقوا را توکّل بشکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷ - ماجرای دلگفته بودی که بیائی، غمم از دل برود
  2. شمارهٔ ۳۸ - تلخ و شیرینگر ز درم آن مه دو هفته درآید
  3. شمارهٔ ۳۹ - مژدۀ دیداربه گوشم مژده‌ای آمد که امشب یار می‌آید
  4. شمارهٔ ۴۰ - نقاش تقدیرسالها قد تو را خامهٔ تقدیر کشید
  5. شمارهٔ ۴۱ - نقش توآن‌که رخسار تو با زلف گره‌گیر کشید
  6. شمارهٔ ۴۲ - آتش سینهپرده تا باد صبا از رخ جانانه کشید
  7. شمارهٔ ۴۳ - خواب آلودگانکی روا باشد که گردد عاشق غمخوار، خوار
  8. شمارهٔ ۴۴ - صید غرقه در خونشوم من گرچه صید غرقه در خون گشتهٔ ترکش
همه‌ی غزلیات ←

شاطر عباس صبوحی درباره‌ی شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس متخلص به صبوحی، تولد او را به سال ۱۲۷۵ هجری قمری در شهر قم، اقامتگاهش را تهران، نام پدر او را کربلایی محمد علی و نام جدش را مشهدی مراد نوشته‌اند، دربارۀ سیما و قد و قامت و اخلاقش چنین گفته‌اند: قامتی متوسط به حد اعتدال داشت، چهارشانه، دارای موی مشکی، ابروان پر پشت و دیدگانی فراخ و گشاده بود. کلفتی لبان و خوش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.