پرش به محتوای اصلی
شاطر عباس صبوحی شاطر عباس صبوحی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴ - صید دل

دلبرم گر به تبسّم لب خود باز کند

کی مسیحا به جهان دعوی اعجاز کند؟

دین و دل، هر دو به یکبار به تاراج برد

در صف سیمبران گر سخن آغاز کند!

رونق مهر و قمر افکند از اوج فلک

زلف شبگون، رخ مهرو، اگر ابراز کند

ببرد صبر و شکیبم اگر آن لُعبت ناز

بهر صید دل من، حمله چنان باز کند!

خلّخ و تبّت و چین است مگر منظر او

کاین چنین دلبری و عشوهٔ طنّاز کند؟

به یکی جو نخرم سلطنت ملک جهان

بت غارتگر من، گر هوس ناز کند

وصل دلدار صبوحی نتوان شد حاصل

هر زمان هجر تو را شعبده‌ای ساز کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶ - چشم هندویاد از آن روزی که کس را ره در این محضر نبود
  2. شمارهٔ ۳۷ - ماجرای دلگفته بودی که بیائی، غمم از دل برود
  3. شمارهٔ ۳۸ - تلخ و شیرینگر ز درم آن مه دو هفته درآید
  4. شمارهٔ ۳۹ - مژدۀ دیداربه گوشم مژده‌ای آمد که امشب یار می‌آید
  5. شمارهٔ ۴۰ - نقاش تقدیرسالها قد تو را خامهٔ تقدیر کشید
  6. شمارهٔ ۴۱ - نقش توآن‌که رخسار تو با زلف گره‌گیر کشید
  7. شمارهٔ ۴۲ - آتش سینهپرده تا باد صبا از رخ جانانه کشید
  8. شمارهٔ ۴۳ - خواب آلودگانکی روا باشد که گردد عاشق غمخوار، خوار
همه‌ی غزلیات ←

شاطر عباس صبوحی درباره‌ی شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس متخلص به صبوحی، تولد او را به سال ۱۲۷۵ هجری قمری در شهر قم، اقامتگاهش را تهران، نام پدر او را کربلایی محمد علی و نام جدش را مشهدی مراد نوشته‌اند، دربارۀ سیما و قد و قامت و اخلاقش چنین گفته‌اند: قامتی متوسط به حد اعتدال داشت، چهارشانه، دارای موی مشکی، ابروان پر پشت و دیدگانی فراخ و گشاده بود. کلفتی لبان و خوش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.