پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۴

گریزان خودم از شرم بی‌تابی پناهی کو

سراپا حرف تقصیرم زبان عذرخواهی کو

به طالع دولت بیدار (و) زخم کاریی دارم

ز گرد سرمه جوهردار شمشیر نگاهی کو

چو در محشر ز خون کشتگان رحمت به جوش آید

مرا در بی‌گناهی خوش‌تر از چشمت گواهی کو

چه خواهی گفت با این بی‌زبانی‌ها اسیر آخر

اگر پرسد ز فریاد خموشی عذرخواهی کو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۶خبر ز سوز نداری سروده نای که چه
  2. شمارهٔ ۸۳۷طفل است و بدخو جوید بهانه
  3. شمارهٔ ۸۳۸همه تن آینه ای دست بر آیینه منه
  4. شمارهٔ ۸۳۹چشم است و نور دیده خیالت در آینه
  5. شمارهٔ ۸۴۰اگر از خنده گر از چین جبین ساخته ای
  6. شمارهٔ ۸۴۱دارم ز کاوش مژه ات جان تازه ای
  7. شمارهٔ ۸۴۲طرف کلاهی از مژه بالا شکسته ای
  8. شمارهٔ ۸۴۳ملک حیا به شرم نگاهی گرفته ای
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.