پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴۱

دارم ز کاوش مژه ات جان تازه ای

وز چاک سینه طرح گریبان تازه ای

شد حشر و از غرور به دادم نمی رسی

این ماجرا فتاده به دیوان تازه ای

دیرینه عندلیب گل داغ کهنه ام

کی می خورم فریب گلستان تازه ای

آتش پرست عشقم و از رغم کفر و دین

دارم ز هر نگاه تو ایمان تازه ای

در باغ دل اسیر ز تیغ نگاه او

گل کرده است زخم نمایان تازه ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۳ملک حیا به شرم نگاهی گرفته ای
  2. شمارهٔ ۸۴۴بند از پایم برای امتحان دزدیده ای
  3. شمارهٔ ۸۴۵ای عمر فتنه شوخی مژگان کیستی
  4. شمارهٔ ۸۴۶به سویم آمدی شیدای خویشم ساختی رفتی
  5. شمارهٔ ۸۴۷در آتش دارم از هر عضو بندی
  6. شمارهٔ ۸۴۸هشیاریم گلی ز گلستان بیخودی
  7. شمارهٔ ۸۴۹گه رنگ خزان گه چمن آرای بهاری
  8. شمارهٔ ۸۵۰ز بی‌درد محبت حال اهل دل چه می‌پرسی
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.