پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴۷

در آتش دارم از هر عضو بندی

گزندی هر کسی دارد سپندی

به دام سایه سروم گرفتار

ز استغنا بلندی قد بلندی

رهایی سرنوشت طالعم نیست

چو نی می افتم از بندی به بندی

جدا هر ذره از من در حساب است

غبارم گرد جولان سمندی

تغافل سوز گردیدم نگاهی

به تلخی جان سپردم نوشخندی

تکلف چیست زندان نفاقی

تواضع چیست دام ریشخندی

اسیر حیرتم دارد شب و روز

دل صاحب کمال خود پسندی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۹گه رنگ خزان گه چمن آرای بهاری
  2. شمارهٔ ۸۵۰ز بی‌درد محبت حال اهل دل چه می‌پرسی
  3. شمارهٔ ۸۵۱خراب گشته ز ویرانه که می پرسی
  4. شمارهٔ ۸۵۲نکند گرچه کسی گوش به فریاد کسی
  5. شمارهٔ ۸۵۳دل را چگونه منع محبت کند کسی
  6. شمارهٔ ۸۵۴اگر در خواب خود را دیده باشی
  7. شمارهٔ ۸۵۵و ما فیهما غیر جذب الوفا شیء
  8. شمارهٔ ۸۵۶دیده خاک راه جولان تو بودی کاشکی
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.