پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۵

و ما فیهما غیر جذب الوفا شیء

خوشا حال مجنون خوشا وادی حی

گذشتیم شبهای آدینه از جام

نصیحت تراشان دیرینه هی هی

چه قاصد که تا خامه ای می کنم سر

دلم صد خبر می رساند پیاپی

گل تازه و سرو گلزار روحند

خوشا نغمه دف خوشا ناله نی

بلای شب جمعه واگشته از سر

خماریم ساقی بده می بده می

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۷داریم بر تو احترامی
  2. شمارهٔ ۸۵۸هر جلوه که در دیده ما کرده سلامی
  3. شمارهٔ ۸۵۹هیچ دانی که چرا خوش چشمی
  4. شمارهٔ ۸۶۰درد دل ز آن بیشتر دارم که تدبیرش کنی
  5. شمارهٔ ۸۶۱همه نازی نیاز می بینی
  6. شمارهٔ ۸۶۲مستی سراسر سفر ناز می روی
  7. شمارهٔ ۸۶۳نمی دانم زبان دادخواهی
  8. شمارهٔ ۸۶۴به طوفان اشکی به غوغای آهی
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.