پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۷

داریم بر تو احترامی

دیدیم جواب از سلامی

گر باده سبو سبو نباشد

دریاب مرا به نیم جانی

ناکامی دهر قسمت ماست

ماییم که دیده ایم کامی

ای دل ز دلش وفا چه پرسی

در سوختگی هنوز خامی

صد درس جنون اسیر خواندی

داغم که هنوز ناتمامی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۹هیچ دانی که چرا خوش چشمی
  2. شمارهٔ ۸۶۰درد دل ز آن بیشتر دارم که تدبیرش کنی
  3. شمارهٔ ۸۶۱همه نازی نیاز می بینی
  4. شمارهٔ ۸۶۲مستی سراسر سفر ناز می روی
  5. شمارهٔ ۸۶۳نمی دانم زبان دادخواهی
  6. شمارهٔ ۸۶۴به طوفان اشکی به غوغای آهی
  7. شمارهٔ ۸۶۵به استقبال مژگان سیاهی
  8. شمارهٔ ۸۶۶خویش آیینه دار خود رایی
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.