پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴۳

ملک حیا به شرم نگاهی گرفته ای

هند بلا به چشم سیاهی گرفته ای

تا اینقدر دلم به حیا مهربان نبود

گویا به آسمان سر راهی گرفته ای

کس از بهانه تو مسلم نبوده است

جرم ندیده را به گناهی گرفته ای

داغم که قدر عشق ندانسته ای اسیر

آیینه را به قیمت آهی گرفته ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۵ای عمر فتنه شوخی مژگان کیستی
  2. شمارهٔ ۸۴۶به سویم آمدی شیدای خویشم ساختی رفتی
  3. شمارهٔ ۸۴۷در آتش دارم از هر عضو بندی
  4. شمارهٔ ۸۴۸هشیاریم گلی ز گلستان بیخودی
  5. شمارهٔ ۸۴۹گه رنگ خزان گه چمن آرای بهاری
  6. شمارهٔ ۸۵۰ز بی‌درد محبت حال اهل دل چه می‌پرسی
  7. شمارهٔ ۸۵۱خراب گشته ز ویرانه که می پرسی
  8. شمارهٔ ۸۵۲نکند گرچه کسی گوش به فریاد کسی
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.