پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴۲

طرف کلاهی از مژه بالا شکسته ای

صد ناوک بلا به دل ما شکسته ای

می شوخ و سبزه دلکش و سنبل گرفته (رو)

می خورده ای و زلف چلیپا شکسته ای

بیباکی از تو شعله و چالاکی از تو سرد

پامال جلوه های تو هر جا شکسته ای

گلزار بی نیازی باغ توکل است

خاری اگر به پای تمنا شکسته ای

رعناتر از بهاری و زیباتر از نگار

بازار سروها صف گلهای شکسته ای

خوارش مبین اسیر که پرورده غم است

گوهر ندیده همچو دل ما شکسته ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۴بند از پایم برای امتحان دزدیده ای
  2. شمارهٔ ۸۴۵ای عمر فتنه شوخی مژگان کیستی
  3. شمارهٔ ۸۴۶به سویم آمدی شیدای خویشم ساختی رفتی
  4. شمارهٔ ۸۴۷در آتش دارم از هر عضو بندی
  5. شمارهٔ ۸۴۸هشیاریم گلی ز گلستان بیخودی
  6. شمارهٔ ۸۴۹گه رنگ خزان گه چمن آرای بهاری
  7. شمارهٔ ۸۵۰ز بی‌درد محبت حال اهل دل چه می‌پرسی
  8. شمارهٔ ۸۵۱خراب گشته ز ویرانه که می پرسی
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.