پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۲

خونم به جوش آمده تیغ نگاه کو

مو تیر می کشد به تنم صیدگاه کو

دل وصف عیش زخم خدنگت به سینه داشت

هرمو جدا به ناله درآمد که آه کو

نزدیک شد که وحشی آوارگی شوم

تدبیرهای چشم تغافل پناه کو

خورشید عیش از افق مدعا دمید

فرقی دگر میان سفید و سیاه کو

شرمنده داردم ز گنه ترک می اسیر

آن گریه های نیمشب عذرخواه کو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۴گریزان خودم از شرم بی‌تابی پناهی کو
  2. شمارهٔ ۸۳۵هر نقش قدم چشمه خون است در این راه
  3. شمارهٔ ۸۳۶خبر ز سوز نداری سروده نای که چه
  4. شمارهٔ ۸۳۷طفل است و بدخو جوید بهانه
  5. شمارهٔ ۸۳۸همه تن آینه ای دست بر آیینه منه
  6. شمارهٔ ۸۳۹چشم است و نور دیده خیالت در آینه
  7. شمارهٔ ۸۴۰اگر از خنده گر از چین جبین ساخته ای
  8. شمارهٔ ۸۴۱دارم ز کاوش مژه ات جان تازه ای
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.