پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۵

چشم بیگانگی پناه ببین

مژه فتنه دستگاه ببین

پاره دل نثار دامن اشک

گریه شد ناله گاه گاه ببین

سرنوشت نیاز و ناز بخوان

سرگذشت گدا و شاه ببین

دعوی غبن جورها دارم

چه کنم شرم عذرخواه ببین

کهنه دعوای تازه ای دارم

محضر دل بخوان گواه ببین

به سر خود به جان باده و گل

به اسیر وفا گناه ببین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۷سروری چنین و جلوه رعنایی اینچنین
  2. شمارهٔ ۸۲۸صبر و شکیب دیده و جان و دلم از او
  3. شمارهٔ ۸۲۹سرو رعنا غبار جلوه او
  4. شمارهٔ ۸۳۰رو دیده ام زگرمی بی اختیار تو
  5. شمارهٔ ۸۳۱بیا در آتشم افکن بگو ببین و برو
  6. شمارهٔ ۸۳۲خونم به جوش آمده تیغ نگاه کو
  7. شمارهٔ ۸۳۳نگه خون شد به چشم دیدنی کو
  8. شمارهٔ ۸۳۴گریزان خودم از شرم بی‌تابی پناهی کو
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.