پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۸

صبر و شکیب دیده و جان و دلم از او

غافل کسی که می شمرد غافلم از او

از برق یک نگاه دو حاصل برم زعمر

گردیده کام دیده و دل حاصلم از او

بندم ز ناله دست فلک از شکست دل

ترسم که حل شود بغلط مشکلم از او

آخر مرا به سیر بیابان برد اسیر

سیلاب اشک خویش که پا در گلم از او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۰رو دیده ام زگرمی بی اختیار تو
  2. شمارهٔ ۸۳۱بیا در آتشم افکن بگو ببین و برو
  3. شمارهٔ ۸۳۲خونم به جوش آمده تیغ نگاه کو
  4. شمارهٔ ۸۳۳نگه خون شد به چشم دیدنی کو
  5. شمارهٔ ۸۳۴گریزان خودم از شرم بی‌تابی پناهی کو
  6. شمارهٔ ۸۳۵هر نقش قدم چشمه خون است در این راه
  7. شمارهٔ ۸۳۶خبر ز سوز نداری سروده نای که چه
  8. شمارهٔ ۸۳۷طفل است و بدخو جوید بهانه
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.