پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۶

سیماب توشه سفر خواب کرده ایم

این رسم تازه ای است که ما باب کرده ایم

صید اثر هلاک خدنگ دعای ماست

یا رب کمان کیست که محراب کرده ایم

شبها به یاد روی تو سیماب اشک را

از گریه شبنم گل مهتاب کرده ایم

دور از تو غیر طعنه آرام می زند

غافل که ما چه با دل بیتاب کرده ایم

ما صید امتحان جفاییم چون اسیر

شمشیر را ز شرم شکست آب کرده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۸مصرع پیچیده زنجیر سودا خوانده ایم
  2. شمارهٔ ۷۸۹تا از دل و دین جدا نگشتیم
  3. شمارهٔ ۷۹۰چون توکل هر کجا رفتیم استغنا زدیم
  4. شمارهٔ ۷۹۱عقلیم و طفل مکتب نادانی خودیم
  5. شمارهٔ ۷۹۲ماییم و یاد دوست غنیمت کجا بریم
  6. شمارهٔ ۷۹۳بار امید و ناز قناعت نمی کشیم
  7. شمارهٔ ۷۹۴ما درد به درمان مسیحا نفروشیم
  8. شمارهٔ ۷۹۵آسمان را رحم می آید به سرگردانیم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.