پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۵

گر دل غبار گشته امید خیال هست

باران شکار ابر پراکنده حال هست

پروانه آبروست گهر صاف طینت است

هر جا که حسن پاک بود انفعال هست

سر می کنیم پیش تو گر پر گشودنی است

در طالع خموشی ما یک سؤال هست

آهی بساط گریه ما را گشوده است

صدگونه گل به سایه یک نو نهال هست

رنگین تر از بهار به مطلب رسیده ایم

حیرت به کام روز و شب و ماه و سال هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۷هنوزم در دل از غم ریشه ای هست
  2. شمارهٔ ۳۲۸اگر ستم کند امید احترامی هست
  3. شمارهٔ ۳۲۹با اشک تلخکام اسیران گلاب چیست
  4. شمارهٔ ۳۳۰صیقل رسوایی راز نهان پیداست کیست
  5. شمارهٔ ۳۳۱دماغ وحشی ما صید بوی الفت کیست
  6. شمارهٔ ۳۳۲فرزانگی در آتش غفلت سپند کیست
  7. شمارهٔ ۳۳۳آن دل که نام درد نداند سپند کیست
  8. شمارهٔ ۳۳۴فیض بیداری مسیح بخت آلود کیست
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.