پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۸

اگر ستم کند امید احترامی هست

جواب اگر دهد اندیشه سلامی هست

ز خاک رهگذرت صیدگاه می جوشد

به هر طرف که سمند تو رفته دامی هست

خلل پذیر نگردد بنای ناز و نیاز

جفای یار و وفای مرا دوامی هست

نظاره محرم راز نهان عاشق نیست

اگر خیال لبش می برد پیامی هست

اسیر عشقم و صیاد وحشی سخنم

به یاد چشم توام الفت تمامی هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۰صیقل رسوایی راز نهان پیداست کیست
  2. شمارهٔ ۳۳۱دماغ وحشی ما صید بوی الفت کیست
  3. شمارهٔ ۳۳۲فرزانگی در آتش غفلت سپند کیست
  4. شمارهٔ ۳۳۳آن دل که نام درد نداند سپند کیست
  5. شمارهٔ ۳۳۴فیض بیداری مسیح بخت آلود کیست
  6. شمارهٔ ۳۳۵نمی داند محبت درهم از کیست
  7. شمارهٔ ۳۳۶بوی چمن ز خانه به دوشان شوق کیست
  8. شمارهٔ ۳۳۷گلزارها ز اشک جگرتاب چشم کیست
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.