پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۹

ناله از دل بی خیال گلعذاری بر نخاست

درگلستان تا گلی ننشست خاری بر نخاست

در محیط عشق سرها رفت بر باد فنا

غیر موج تیغ از این دریا بخاری بر نخاست

جز خیال او که سر زد از کنار خاطرم

یک چمن گل هرگز از آغوش خاری بر نخاست

لاله از تربت فرهاد جز داغم نرست

چون من از خاکستر مجنون شراری بر نخاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۱هر دل از یاد تو مرغ چمن را زخود است
  2. شمارهٔ ۱۶۲باده کامل عیار جوش خود است
  3. شمارهٔ ۱۶۳دل بی درد ز افسردن حالش پیداست
  4. شمارهٔ ۱۶۴گل دیوانگی از سایه خارم پیداست
  5. شمارهٔ ۱۶۵گل صد برگ ز درهم شده کارم پیداست
  6. شمارهٔ ۱۶۶زعشق مرتبه حسن دلنشین پیداست
  7. شمارهٔ ۱۶۷آتش نسبی از نفسم ظاهر و پیداست
  8. شمارهٔ ۱۶۸از هر آتشکده ای سینه فگاری پیداست
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.