پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۶

معنی او نمود در صورت

نه به یک صورتی به هر صورت

چشم ما تا جمال معنی دید

معنئی بیند و دگر صورت

ذره ذره چو نور می بینم

آفتابی بود قمر صورت

باده می نوش و جام را دریاب

معنئی بین و مینگر صورت

هر چه بینیم صورت عشق است

لاجرم عاشقیم بر صورت

چون که معنی ماست صورت او

نور چشمست و در نظر صورت

جام گیتی نماست سید ما

نعمت الله نموده در صورت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۸دُرد دردش نوش کن گر صاف درمان بایدت
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۹هر که بد بازی کند بد باز گردد عاقبت
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۰چون من ز ولای تو رسیدم به ولایت
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۱در کوی خرابات نشستم به سلامت
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۲رفتی به سلامت به سلامت به سلامت
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۳هرگز نبود عاشقی و راه سلامت
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۴مستیم و خرابیم و گرفتار خرابات
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۵مائیم و می صحبت رندان خرابات
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.