پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۴

شهرت ذوق ما جهان بگرفت

از مکان رفت و لامکان بگرفت

قول مستانه ای که ما گفتیم

دل عاشق به جان روان بگرفت

هر کجا عارفی است در عالم

این معانی از آن بیان بگرفت

مطرب ما ترنمی فرمود

خرقهٔ جمله عاشقان بگرفت

خوش نگاری گرفته ام به کنار

او مرا نیز در میان بگرفت

مدتی عقل بود همدم ما

دل ما عاقبت از آن بگرفت

عشق سید گرفت سخت وجود

پادشه ملک جاودان بگرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۶معنی او نمود در صورت
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۷چشمم به نور و معنی دیده جمال صورت
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۸دُرد دردش نوش کن گر صاف درمان بایدت
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۹هر که بد بازی کند بد باز گردد عاقبت
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۰چون من ز ولای تو رسیدم به ولایت
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۱در کوی خرابات نشستم به سلامت
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۲رفتی به سلامت به سلامت به سلامت
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۳هرگز نبود عاشقی و راه سلامت
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.