پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۵

ما غرقهٔ آبیم چنین تشنه عجیبست

در خانهٔ خویشیم و غریبیم غریبست

در عین وصالیم و گرفتار فراقیم

ما دور ز یاریم ولی یار قریبست

درماندهٔ دردیم ولی خرم و شادیم

ما را چه غم از درد چو محبوب طبیبست

در دیدهٔ مجنون همه جا صورت لیلی است

در چشم محبان همه معنی حبیب است

ای عقل تو مخموری و من عاشق سرمست

غوغا مکن ای خواجه که این هردو حبیبست

لاهوت تو چون موسی و ناسوت تو مابوت

معنی تو چون موسی و صورت چو صلیبست

مائیم که معشوق خود و عاشق خویشیم

هم سید و هم بنده نظر کن که حبیبست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۷راز دل عشاق به هر کس نتوان گفت
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۸بشنو معانئی که بیان ولایتست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۹انسان کاملست که او کون جامعست
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۰بیا ای شاه ترکستان که هندوستان غلام تست
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۱اهل دل را از سراپردهٔ جان باید جست
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۲دنیی دون بی وفا هیچست
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۳دل به دنیا مده که آن هیچست
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۴هرچه او می دهد همه داده است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.