پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۴

موجیم و حباب هر دو آبست

آبست که صورت حبابست

آن کس که خیال غیر بندد

نقش غلطست و خود به خوابست

موجست و حباب هر دو یک آب

آبست که آب را حجابست

مهتاب چو رو به تو نماید

روشن بنگر که آفتابست

بر بسته نقاب می برد دل

این طرفه که عین آن نقابست

دلسوخت در آتش محبت

گر میل کنی جگر کبابست

اسرار ضمیر نعمت الله

احسان که کند که بی حسابست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۶آئینهٔ ذات عین ذاتست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۷راز دل عشاق به هر کس نتوان گفت
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۸بشنو معانئی که بیان ولایتست
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۹انسان کاملست که او کون جامعست
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۰بیا ای شاه ترکستان که هندوستان غلام تست
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۱اهل دل را از سراپردهٔ جان باید جست
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۲دنیی دون بی وفا هیچست
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۳دل به دنیا مده که آن هیچست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.