پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۳

خوش آب حیاتیست که گویند شرابست

خوش عاشق رندی که چو ما مست و خرابست

جامی که ز آبست پر آبست کدامست

در مجلس ما جو که چنین جام حبابست

در گلشن اگر بلبل سر مست گل افشاند

ما راز گلستان همه مقصود گلابست

بر راه خطا عقل اگر رفت خطا کرد

تو در پی او گر نروی عین صوابست

هر نقش خیالی که تو را غیر نماید

تعبیر کن آن را که خیال تو به خوابست

مائیم و حریفان همه سرمست شرابت

ما را چه غم ار زاهد مخمور سرابست

موجیست درین دیدهٔ دریا دل سید

پیداست که آبست که بر آب حجابست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۵ما غرقهٔ آبیم چنین تشنه عجیبست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۶آئینهٔ ذات عین ذاتست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۷راز دل عشاق به هر کس نتوان گفت
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۸بشنو معانئی که بیان ولایتست
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۹انسان کاملست که او کون جامعست
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۰بیا ای شاه ترکستان که هندوستان غلام تست
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۱اهل دل را از سراپردهٔ جان باید جست
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۲دنیی دون بی وفا هیچست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.