پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۲

خوش آب حیاتیست که گویند شرابست

حالی و چه خوش حال که دل مست و خرابست

غیری به تو گر روی نماید مگذارش

کان نقش خیالست که در دیدهٔ خوابست

گویند که امواج حبابست درین بحر

آبست که در دیدهٔ ما عین حجابست

هر ذره که بینی به تو خورشید نماید

مهر است به چشم من و تو ماه نقابست

این گفتهٔ مستانهٔ ما از سر ذوقست

بنویس که مجموعهٔ مجموع کتابست

بی تو گل توحید که خوشبو شوی از وی

هر چند گلابست ببو نام گلابست

سید طلب و رو به خرابات مغان آر

می رو به سلامت که ره خیر و صوابست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۴موجیم و حباب هر دو آبست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۵ما غرقهٔ آبیم چنین تشنه عجیبست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۶آئینهٔ ذات عین ذاتست
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۷راز دل عشاق به هر کس نتوان گفت
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۸بشنو معانئی که بیان ولایتست
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۹انسان کاملست که او کون جامعست
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۰بیا ای شاه ترکستان که هندوستان غلام تست
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۱اهل دل را از سراپردهٔ جان باید جست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.