پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۰

نعمة الله در شراب افتاده است

سر به پای خم می بنهاده است

در خرابات مغان بزمی نهاد

خوش در میخانه را بگشاده است

در صدف دُر یتیمی یافتم

گوهر اصلی است نه بیجاده است

ما خراباتی و رند و عاشقیم

چون توان کردن چنین افتاده است

آب چشم ما به هر سو رو نهاد

عزتش دارید مردم زاده است

بندهٔ جانی و جانانیم ما

جان ما از بندگی آزاده است

سید ما رهنمای عارفیست

در طریق عاشقی بر جاده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۲خوش آب حیاتیست که گویند شرابست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۳خوش آب حیاتیست که گویند شرابست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۴موجیم و حباب هر دو آبست
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۵ما غرقهٔ آبیم چنین تشنه عجیبست
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۶آئینهٔ ذات عین ذاتست
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۷راز دل عشاق به هر کس نتوان گفت
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۸بشنو معانئی که بیان ولایتست
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۹انسان کاملست که او کون جامعست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.