پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۴

درد دل ما دوای درد دل ماست

خوش درد و دوائیست که آن حاصل ماست

ما بندهٔ او و سید رندانیم

ما سائل او و عالمی سائل ماست

آن گنج که اسمای الهی خوانند

در کنج خرابه جو که آن در دل ماست

چه جای نهایت است ره رو ابدا

گر راه رود در اول منزل ماست

نور است حجاب ظلمتش را چه محل

مه حایل آفتاب و او حایل ماست

رندی که محیط را به یک جرعه خورد

نوشش بادا که همدم کامل ماست

مفعول ویند جمله اشیا به تمام

یک فعل ظهور قدرت فاعل ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۶هرکجا پیریست طفل پیر ماست
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۷عاشق رندی که او همدرد ماست
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۸ما ز دریائیم و دریا عین ماست
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۹آبروی ما ز اشک چشم ماست
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۰چشم ما روشن به نور الله ماست
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۱درد با همدرد اگر گوئی رواست
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۲راه عشاق رو که آن ره ماست
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۳خواجه آمد سرای خود آراست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.