پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۰

چشم ما روشن به نور الله ماست

همچو نور روی نور الله ماست

هست نور الله را خیری دگر

پادشاهست او و این و آن گداست

جز وصال او نمی خواهم دگر

غیر عشق او دگر باد صبا است

از برای عمر جاویدان او

دایما ورد زبان ما دعاست

هر که بد گوید ورا نیکش مباد

بر صوابست او و بر دیگر خطاست

آفتاب ار نور رویش روشنست

مه ز عکس روی خوبش با صفاست

باشد او سر ، خلیل الله من

لاجرم سر حلقهٔ هر دو سراست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۲راه عشاق رو که آن ره ماست
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۳خواجه آمد سرای خود آراست
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۴نعمت الله امام رندان است
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۵آن چنان مجلسی که جانم خواست
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۶نور او روشنی دیدهٔ ماست
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۷موج بحریم و عین ما دریاست
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۸عقل گرچه رئیس این دل ماست
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۹صورتی آراستی معنی کجاست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.