پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۷

موج بحریم و عین ما دریاست

بحر می داند آنکه او از ماست

جام و می ساقیم به هم آمیخت

مجلس عاشقانه ای آراست

صورت و معنئی به هم پیوست

عالمی از میانه خوش برخاست

سخن ما زر است و مروارید

هر که در گوش می کند زیباست

چشم ما نور او به او بیند

دیدهٔ ما به نور او بیناست

در جهان آن اوست این عجبست

که خداوند از این و آن یکتاست

جام گیتی نما به دست آور

که درو نعمت اللهم پیداست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۹صورتی آراستی معنی کجاست
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۰پادشاهی چه بندگی خداست
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۱هرچه می بینی همه نور خداست
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۲چشم عالم روشن از نور خداست
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۳هر ذره که می بینی خورشید در او پیداست
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۴منزل صاحبدلان صُفّهٔ صدق و صفاست
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۵چشمی که به نور عشق بیناست
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۶هر که ز اهل عباست تابع آل عباست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.