پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۲

چشم عالم روشن از نور خداست

هر که این را دید نور چشم ماست

در دل آن کس که او گنجیده است

همچو او صاحبدلی دیگر کراست

حال ما داند درین دریا به ذوق

یار بحر وی که با ما آشناست

دُرد درد او اگر یابی بنوش

زانکه دُرد درد او ما را دواست

ذرهٔ خورشید این و آن همه

در نظر آئینه گیتی نماست

عاشق ار در عشق او کشته شود

حضرت معشوق او را خونبهاست

نعمت الله رند سرمستی خوشست

پادشاهست او نپنداری گداست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۴منزل صاحبدلان صُفّهٔ صدق و صفاست
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۵چشمی که به نور عشق بیناست
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۶هر که ز اهل عباست تابع آل عباست
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۷نور چشمت در نظر پیداست
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۸دیده تا نور جمالش دیده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۹چشم مردم دیدهٔ ما نور رویش دیده است
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۰نعمة الله در شراب افتاده است
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۱آفتاب حسن او از مه نقابی بسته است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.