پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۳

هر ذره که می بینی خورشید در او پیداست

در دیدهٔ ما بیند چشمی که به حق بیناست

گر شخص نمی بینی در سایه نگر باری

همسایهٔ او مائیم این سایه ازو پیداست

تا صورت خود بیند در آینهٔ معنی

معنی همه عالم در صورت او پیداست

ما در طلبش هر سو چون دیده همی گردیم

ما طالب و او مطلوب وین طرفه که او با ماست

موجیم در این دریا مائیم حجاب ما

چون موج نشست از پا مائی ز میان برخواست

هر بنده که می بینی دریاب که سلطانیست

هر قطره ز جود او چون درنگری دریاست

گفتار خوشم بشنو کز ذوق همی گویم

گر بنده ز خود گوید سید به خدا گویاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۵چشمی که به نور عشق بیناست
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۶هر که ز اهل عباست تابع آل عباست
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۷نور چشمت در نظر پیداست
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۸دیده تا نور جمالش دیده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۹چشم مردم دیدهٔ ما نور رویش دیده است
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۰نعمة الله در شراب افتاده است
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۱آفتاب حسن او از مه نقابی بسته است
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۲خوش آب حیاتیست که گویند شرابست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.