پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۷

نور چشمت در نظر پیداست

نظری کن ببین که او با ماست

نقش رویش خیال می بندم

دیدهٔ ما به دیدنش پیداست

آفتابست او و ما سایه

ما حبابیم و عین ما دریاست

مبتلای بلای بالائیم

خوش بلائی که عشق او بالاست

می جام بقا اگر نوشی

خانهٔ میفروش دار بقاست

دُرد درش مدام می نوشم

چه کنم دُرد درد صاف دواست

نعمت الله برای سرمستان

مجلس عاشقانه ای آراست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۹چشم مردم دیدهٔ ما نور رویش دیده است
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۰نعمة الله در شراب افتاده است
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۱آفتاب حسن او از مه نقابی بسته است
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۲خوش آب حیاتیست که گویند شرابست
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۳خوش آب حیاتیست که گویند شرابست
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۴موجیم و حباب هر دو آبست
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۵ما غرقهٔ آبیم چنین تشنه عجیبست
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۶آئینهٔ ذات عین ذاتست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.